مهدی عظیمی میرآبادی

سایت شخصی، غیررسمی، و غیرقابل استناد

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

مهدی عظیمی میرآبادی

سایت شخصی، غیررسمی، و غیرقابل استناد

مهدی عظیمی میرآبادی

بسم الله الرحمن الرحیم(1)
الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (2)
الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ (3)
مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ (4)
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ (5)
اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ (6)
صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ (7)

طبقه بندی موضوعی

۴۴ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است

حافظ:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
صائب تبریزی:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد، ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد، سمرقند و بخارا را
شهریار:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را
هر آنکس چیز می بخشد، به سان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دل ها را
من:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم خود و دنیا و عقبی را
اگر ارزد، که می ارزد، همه هستی فدای او
چو حافظ من نمی بخشم سمرقند و بخارا را
نه چونان صائب تبریز یا آن شهریار عشق
نه از دنیا، که می بخشم همه پنهان و پیدا را
به سان همت و صیاد، همچون باکری ها من
یقینا دست خواهم یافت حل این معما را

دلم آتش گرفته، ماجرایی است
درون سینه ام، خود کربلایی است
عجب دارم نمی میرم چرا من
از این دردم که یار بی وفایی است

این دل سر به هوا، رو به خدا کرد و نرفت
تا که در خاک بمانم، چه وفا کرد و نرفت
من که از ماندن او سخت پشیمان شده ام
کاش می رفت، چه ها گفت و چه ها کرد و نرفت

یقین از روشنای چشم هایت، ای مه جاری!
بسا خورشید از رویت خجالت می کشد، آری
مرا یک دم به بزم مهربانی هات دعوت کن
که من هم عافیت یابم از این درد و گرفتاری