مهدی عظیمی میرآبادی

سایت شخصی، غیررسمی، و غیرقابل استناد

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

مهدی عظیمی میرآبادی

سایت شخصی، غیررسمی، و غیرقابل استناد

مهدی عظیمی میرآبادی

بسم الله الرحمن الرحیم(1)
الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (2)
الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ (3)
مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ (4)
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ (5)
اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ (6)
صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ (7)

طبقه بندی موضوعی

مردم از شعارهای سیاسی خسته و دلزده شده اند، از بس وعده های توخالی و دروغین در حوزه سیاسی شنیده اند. یک عقده فروخورده ای در گلوی بسیاری از مردم جا گرفته که اگر مداوا و چاره جویی نشود ممکن است عواقب وخیمی به دنبال داشته باشد. در واقع مشکل اساسی مردم و کشور ما سیاست نیست، یا این که فعلاً این مشکل اصلی نیست. چون اتفاقاً سیاسیون هم برای پیش برد اهداف خود سعی می کنند از حوزه های دیگر مثل اقتصاد و فرهنگ استفاده می کنند. هنوز از یادمان نرفته وعده های فراوان آزادی فرهنگی و هنری بعضی از سیاسیون، وعده های انتخاباتی دهن پرکن برای تغییرات جدی در درآمد و معیشت مردم، و صدها قول و قرار از یاد رفته! که در سالهای دور و نزدیک از دهان زبان کسانی خارج شد که خود را همانند فرشته های نجات، به مردم (که البته به رأیشان محتاج بودند) می نمایاندند، اما پس از موفقیت در مسابقه های انتخاباتی به جای پوشاندن جامه عمل به وعده های خود، بخش قابل توجهی از کارشان شد: تحقیرها و توهین ها به گروه ها و باندها و جناح های مخالف یا غیر موافق و در واقع توهین به همه مردم و فراموشی عملی تمامی وعده های انتخاباتی...

اینها واقعا نکات جدی است که متاسفانه ریشه در فرهنگ دارد.

باید چکار کرد؟

حوزه های فرهنگ مثل آموزش و پرورش، آموزش عالی، صدا و سیما، ارشاد، سینما، تئاتر، کتاب، موسیقی، شعر، ادبیات، جراید و رسانه ها، اینترنت، فرهنگ عامه، سبک زندگی، تربیت فرزندان، استفاده از مظاهر تکنولوژی، و... (به معنای یک واقعیت قابل ملموس و غیر قابل انکار) بی سر و سامان است، پی و اساس قانونمند و معتبری جز گذشته های پر افتخار ندارد، که آن هم درد جامعه امروز را دا نمی کند. کسی هم خود را ملزم به رعایت حدود و ضوابط شرعی یا عرفی یا قانونی و یا حتی عقلی نمی داند. بسیاری از مسئولان با دروغ های شاخدار خود، خطاها، غفلت ها، ناتوانی ها، نقاط ضعف و محدودیت هایشان را توجیه می کنند، در چنین شرایطی است که خانواده ها در لبه پرتگاه فروپاشی کامل است، مدارس و دانشگاهها به شدت و سرعت عجیب و غریبی به سمت بی هویتی در حال حرکت هستند. رسانه های فرهنگی و هنری (اعم از همه چیز!) بی قاعده و پرت و پلا هستند و با جدیت تمام به سمت انهدام کامل فرهنگ مردم در حرکت هستند و...
راه نجات از وضعیت فعلی چیست؟ این که در مجلس شورای اسلامی دهم، کمترین تعداد نمایندگان راغب به حضور در کمیسیون فرهنگی بودند نیز بر عرض بنده صحه می گذارد. چرا فرهنگ از سبد دغدغه همه مسئولان ریز و درشت خارج شده است؟ چرا همه به فکر بدجه و صنعت و تجارت و ارتباطات بین المللی و امثال این حوزه ها هستند و تنها 3 یا 4 نفر باید در میان نزدیک به 300 نفر از نمایندگان مردم،دلشان برای فرهنگ ممکت بسوزد و مابقی به اولویت های دیگر فکر کنند؟ اگر تدبیر به موقع و بدیع دکتر لاریجانی نبود، شاید این دوره از مجلس شورای اسلامی چیزی به معنای کمیسیون فرهنگی نداشتیم! جالب این که مقام معظم رهبری تقریبا در تمامی صحبت ها و سخنرانی های خود بر توجه ویژه به مقوله فرهنگ تأکید دارند!! فاین تذهبون؟!

علی ای حال کمیسون فرهنگی مجلس به خوبی شکل گرفت، و باید حضور رییس و نایب رییس مجلس در این کمیسیون را به فال نیک گرفت تا شاید با اولویت دادن به مقوله مظلوم و اساسی فرهنگ، به عنوان یک موضوع جدی و استراتژیک، بسیاری از مسایل و مشکلات دیگر کشور از این مسیر مرتفع گردد.

ان شاء الله

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی