مهدی عظیمی میرآبادی

سایت شخصی، غیررسمی، و غیرقابل استناد

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

مهدی عظیمی میرآبادی

سایت شخصی، غیررسمی، و غیرقابل استناد

مهدی عظیمی میرآبادی

بسم الله الرحمن الرحیم(1)
الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (2)
الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ (3)
مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ (4)
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ (5)
اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ (6)
صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ (7)

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خدا» ثبت شده است

هر قدر دست می کشم از نان بیشتر
جانبخش می دهد به دلم جان بیشتر

شب بین آسمان و زمین می برد مرا
گیرد به صبح یک دو سه پیمان بیشتر

پرسید، راضی ای که تو را زخم می زنم؟
راضی به زخم داغ فراوان بیشتر؟

دردی که بند بند تنم را گرفته است
تصویر طب اوست، ز درمان بیشتر

ترسم ز امتحان بلاهات رد شوم
گردم دچار دوری و حرمان بیشتر

گفت که ای من به تو نزدیکتر
از رگ گردن به تو نزدیکتر
غصه فردا ز چه رو میخوری
بند نیاز از در ما می بری
حد خودت را نشناسی، قبول
از چه پریشانی و زار و ملول؟
دست توسل به که آویختی؟
آبروی خویش کجا ریختی؟
ای که دلت در تپش آرزو
دل نگران می رود از کو به کو
درگه ما بارگه بندگان
بنده من، جان خدایت، بمان!

این دل سر به هوا، رو به خدا کرد و نرفت
تا که در خاک بمانم، چه وفا کرد و نرفت
من که از ماندن او سخت پشیمان شده ام
کاش می رفت، چه ها گفت و چه ها کرد و نرفت