مهدی عظیمی میرآبادی

سایت شخصی، غیررسمی، و غیرقابل استناد

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

مهدی عظیمی میرآبادی

سایت شخصی، غیررسمی، و غیرقابل استناد

مهدی عظیمی میرآبادی

بسم الله الرحمن الرحیم(1)
الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (2)
الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ (3)
مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ (4)
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ (5)
اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ (6)
صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ (7)

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فروش» ثبت شده است

شما که فیلمنامه تان به اتمام رسیده  و به سرپنجه همت خود ریزه کاریهای زیادی را در تمامی صفحات فیلمنامه تان از خود به جای گذاشته اید و وقت زیادی را صرف کرده اید و مطمئن هم هستید که به بهترین شکل ممکن آن را به پایان برده اید، و چندین بار از روی آن بازنویسی کرده اید تا به نتیجه دلخواه دست یافته اید و هنوز هم بخش زیادی از لوازم التحریری که از فروشگاه خریده اید روی میزتان باقی مانده است، اکنون به باز شدن دریچه هایی از امید نیاز دارید.

حالاست که باید برای مدتی کار منشی تان را خودتان به عهده بگیرید و خودتان بازاری برای فروش فیلمنامه تان بیابید. بنابراین ابتدا باید بازارفروش فیلمنامه تان را بشناسید و متوجه شوید که فیلمنامه تان را بهتر است به کجا ارائه کنید. آیا مثلا به استودیوی بزرگ فیلمسازی دیزنی، کلمبیا، یا فوکس قرن بیستم؟ خیر! هیچکدام. شما باید بازاری را پیدا کنید که شما را بپذیرد. مثل یک تهیه کننده خصوصی و مستقل. این می تواند بازار هدف شما باشد. تهیه کننده  شخصیت شناخته شده ای دارد که فیلمنامه های مختلفی را مطالعه می کند و بین آنها بهترین ها را انتخاب می نماید و برای  رسیدن به یک نتیجه قابل قبول آن را با بعضی دیگر از هنرمندان در میان می گذارد، آنگاه اوست که فیلمنامه شما را در صورت توافق به یک استودیوی بزرگ پیشنهاد می دهد.

در هالیوود هزاران تهیه کننده جزء هستند که تمام وقت یا پاره وقت فیلمنامه های رسیده را  کلمه به کلمه می خوانند و پس از دسته بندی آنها را به شرکت های اصلی تولید فیلم ارائه می دهند. شرکتهای بزرگ فیلمسازی  که فیلم ها و برنامه های تلویزیونی زیادی را  برای زمان خاصی برنامه ریزی کرده  و نیاز دارند.  این تهیه کنندگان جزء نماینده فیلمنامه نویسان مبتدی یا ناشناخته هستند.

معمولا هر شرکت معتبر و بزرگ تولید فیلم فرد یا افراد مشخصی را دارد فیلمنامه های رسیده را می خوانند. آنان در بعضی اوقات نمی دانند فیلمنامه ای که قرار است بخوانند متعلق به کیست. در این مواقع این افراد معمولا از خواندن فیلمنامه ای با نویسنده ناشناخته امتناع می کنند، چون اولا فیلمنامه های زیادی دارند که باید بخوانند و فرصتشان اجازه خواندن فیلمنامه فرد ناشناس را نمی دهد، ثانیا از اینکه روزی نویسنده ای پیدا شود بر سر مالکیت این فیلمنامه اقامه دعوی کند می ترسند. برای آنها پاسخ دادن به نویسنده ای که از طرق قانونی ادعا کند که مثلا فیلمنامه فیلم سینمایی "روز استقلال" را که مربوط به تهاجم بیگانگان است را از من دزدیده اند، خیلی سخت است.

پس چگونه باید به شرکت های معتبر فیلمسازی و کارکنانشان دست پیدا کرد؟ برای فیلمنامه نویسان ناشناخته لازم است برای این کار از طریق یک نماینده عمل نمایند. هرچند بعضی تهیه کنندگان فیلمنامه های شما را اگر علامت حق مالکیت شما را بر آن ببینند مطالعه می کنند (چون این علامت نشان می دهد که فیلمنامه از کسی سرقت نشده است) اما باز هم مثل وقتی که یک نماینده معتبر آن را ارائه دهد نمی شود. مثلا اگر مشکلی پیش بیاید آنها با نماینده شما تماس می گیرند، این تماس ممکن است فیلمنامه شما را در موقعیت خوبی برای فروش بگذارد. ولی شما نمی توانید با کسی که فیلمنامه شما را می خواند ارتباط برقرار کنید. البته به ندرت این امکان هم هست که او با شما هم تماس بگیرد و به گونه ای  شما را همانند یک تهیه کننده در جریان مسایل فیلمنامه قرار دهد (که این خیلی خوشحال کننده است) اما معمولا چنین اتفاقی نمی افتد. چون ممکن است حتی مسئول مطالعه فیلمنامه ها در یک استودیوی کوچک هم به خاطر ناشنس بودن شما فیلمنامه تان را از دور خارج کند (چه رسد به یک شرکت بزرگ) و حتی به این نکته هم توجهی نکند که شما ممکن است از فاصله ای بسیار دورتر از هالیوود یا نیویورک  و به امیدی فیلمنامه تان را برای آن شرکت ارسال کرده اید.

این است که: فیلمنامه نویسان تازه کار از اول هم باید دقیق عمل کنند. یک فیلمنامه نویس موفق هرچند هم مبتدی باشد اجازه نمی دهد هیچکس با فیلمنامه مثلا 120 صفحه ای او شانسی برخورد کند، چرا که ممکن است این کار به متوقف شدن فیلمنامه اش منجر شود که هیچگاه ساخته نشود.

نوشته: دورانت ایمبودن - برگردان به فارسی: مهدی عظیمی میرآبادی

از حق نباید گذشت که سازمان سینمایی کشور در سال ۹۴ دو اقدام مثبت صورت داده که به یاری خدا امیدواریم نتایج خوبی را در پی داشته باشد. تأسیس گروه سینمایی «هنر و تجربه» و در اختیار گذاشتن سالن های بیشتری برای فیلم هایی که امکان نمایش آن ها به صورت عادی و در طول سال فراهم نبود، یکی از این دو اقدام قابل تقدیر سازمان سینمایی و همکاران سینمایی آن است. اقدام و نتیجه مثبت دیگر مجموعه مدیریت سینمایی کشور، ارتباط بهتر و بیشتر با مخاطبان سینما است که در نتیجه فروش بسیار خوبی را برای آثار سینمایی در سال گذشته در پی داشته و توانسته است رقم قابل اعتنایی را به خود اختصاص دهد. امیدواریم این روند رو به رشد همچنان در سال های آتی ادامه داشته باشد.

اما متاسفانه در سال ۹۴ با وجود سردادن شعار «امید» توسط مدیران سینمایی متاسفانه شاهد رواج «ناامیدی» در سینما بودیم و وجه اغلب آثار تولید شده برخلاف سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی بود. اینکه بخش قابل توجهی از فیلم های تولید شده در سینمای کشور از اهداف عالیه نظام و سازمان سینمایی دور هستند و به جای رواج دادن روحیه نشاط، امنیت و امید در جامعه، یأس و ناامیدی را در جامعه القاء کرده و مخاطب را آشفته می کنند امری ناصواب است که باید به صورت جدی به آن رسیدگی شود.

اینکه این روزها اغلب فیلمسازان در پلان های پایانی فیلم های تلخ شان یک صحنه «امیدوارانه» می گذارند و می خواهند با گذاشتن این صحنه خود را از هرگونه خطا و دیدگاه آلوده ای مبرا نشان داده و به این گونه آثار، به جای استفاده از واژه «سیاه نمایی»، فیلم های «تلخ اجتماعی» لقب می دهند، نمی تواند بحرانی که در سینمای کشور در حال وقوع است را بپوشاند.

به عنوان یکی از مهمترین رویدادهای سال گذشته در سینمایی کشور وجود تنها ۲-۳ فیلم قابل تأمل است که از آن ها می توان در جهت اهداف سینمای جمهوری اسلامی یاد کرد. فیلم های «ایستاده در غبار»، «بادیگارد» و «جشن تولد» تنها آثاری از این دست بودند که اتفاقا اغلب آن ها خارج از سازمان سینمایی و با حمایت دستگاه ها و ارگان های دیگر تولید شده بودند و این برای سینمای کشور ما بسیار دردآور است.

وضعیت آثار تولید شده در سینمای کشور که اتفاقاً به برخی از آن ها در جشنواره فجر توجه ویژه ای هم شد نوعی هشدار را به تمامی دغدغه مندان و دلسوزان سینما، نظام و انقلاب داد؛ این روزها اغلب آثار سینمایی برخلاف پیکره اصلی نظام حرکت می کنند و به نوعی تنها عقده گشایی برای برخی فیلمسازانی هستند که چندان تعلق خاطر به این آب و خاک ندارند.

اما به نظر من مهمترین مشکل سال ۹۴ در حوزه سینمای کشور، که تبعات زیادی بر بخش های دیگر داشته و دارد، این بود که به هر دلیل خواسته یا ناخواسته شبکه نمایش خانگی از چرخه اقتصاد خارج شد. بر اساس پیش بینی های کارشناسان شبکه نمایش خانگی در هر سال می تواند بیش از ۸۰۰ میلیارد تومان فروش کند و این آمار دور از دسترس نیست، بلکه بارها اتفاق افتاده است. اما متأسفانه به دلیل آنکه اعتنای کافی و لازم به این شبکه مهم نمی شود شاهد هستیم که فروش این بخش مهم از سینمای کشور در طول یک سال گذشته کمتر از ۱۰۰ میلیارد تومان می شود که این برای سینمای کشور می تواند یک فاجعه و مصیبت محسوب گردد.

متأسفانه مسئولان این حوزه بسیار مهم در سینمای کشور، اطلاعات و انگیزه های مکفی در رابطه با شبکه نمایش خانگی و جایگاه آن در امروز جامعه ندارند و به همین دلیل است که به جای اینکه به دنبال اصول و پایه های این بخش بروند، سراغ باندهای قاچاق و... رفته اند که چندان دستاوردی برای سینماگران در پی ندارد؛ صحیح تر آن است که ابتدا به حوزه تولید و پخش آثار نمایش خانگی توجه لازم صورت پذیرد، سپس مبارزه با قاچاق در این حوزه به عنوان یک امر مهم در دستور کار جدی مسوولان مربوطه قرار گیرد.

اشکال در این است که مسوولان سینمایی کشور علی رغم ملاحظه بسیاری از مشکلات در دایره مسوولیت خود، بی توجهی به پیشکسوتان سینما را سرلوحه کار خود دانسته و نظرتان دلسوزانه آنان را به هیچ می انگارند و به جای استفاده و توجه به اشاره ها و انتقادات، آنان را مورد تخطئه قرار می دهند.

شبکه نمایش خانگی برای رسیدن به جایگاه درست و اصولی خود در صنعت سینمای ایران نیاز به مدیریت صحیح، هدفگذاری، برنامه ریزی، حمایت، و اقدام در تمامی حوزه های مربوط به خصوص در عرصه توزیع دارد. نحوه توزیع کنونی شبکه نمایش خانگی، تأمین خوراک قاچاقچیان و توزیع کنندگان غیرمجاز محصولات شبکه نمایش خانگی است. فعالیت های تبلیغاتی VOD و امثال آن هم اگر کارشناسانه و واقعی نباشد، کاری از پیش نخواهد برد. انتظار می رود و مدیران سازمان سینمایی و مسوولان بخش خصوصی شبکه نمایش خانگی بایستی به صورت جدی و فوری اقداماتی در این حوزه انجام دهند و اقدامات پیشین را بازنگری کنند تا بیش از این شاهد اضمحلال این بخش مهم از سینما نباشیم.