مهدی عظیمی میرآبادی

سایت شخصی، غیررسمی، و غیرقابل استناد

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

مهدی عظیمی میرآبادی

سایت شخصی، غیررسمی، و غیرقابل استناد

مهدی عظیمی میرآبادی

بسم الله الرحمن الرحیم(1)
الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (2)
الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ (3)
مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ (4)
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ (5)
اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ (6)
صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ (7)

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قاچاق» ثبت شده است

اولین مسأله، وجود خُلل و فُرجی است که در قوانین، و مقررات مربوط به حفظ حقوق هنرمندان و تولیدکنندگان آثار سمعی و بصری است. متأسفانه نه تنها با این قانون چندان جدی برخورد نمی شود،  که خود قانون مزبور نیز قدرت انسداد مسیر قاچاق فیلم را ندارد. این قانون ‌گریزگاه ‌هایی دارد که متخلفین به سادگی می توانند از آن عبور کنند. مجازات ‌های در نظر گرفته شده برای این مسئله به قدری نازل و کوچک است که ضمن این که هیچ بازدارندگی ندارد، چه بسا تشویق کننده هم هست. مسأله اصلی در این موضوع، ضعف قانون است که قاعدتاً به عهده نهادهای قانونگذار است که آن را اصلاح نمایند.

مسأله و مشکل اصلی دیگر در مسیر مبارزه با قاچاق فیلم، انفعال و عدم جدیت مدیران و مسئولان بخش سینما هستند. متأسفانه دغدغه چندانی برای اجرای قانون وجود ندارد. درحالی که جلوگیری از قاچاق فیلم هم به عهده مسئولان صنفی است و هم مسئولان دولتی. من سوگوارانه در مسئولان این دو نهاد، هیچ انگیزه ‌ای برای پیگیری جدی و فعال مبارزه با قاچاق فیلم ندیده ام!

از سوی دیگر، مبارزه با قاچاق فیلم تنها از عهده یک یا دو نهاد برنمی آید؛ قوه قضاییه، مجلس، دولت و تشکل‌ های صنفی، چهار ضلعی هستند که حضور مؤثرشان برای مثبت بودن اقدامات در این زمینه ضروری است. اگر نقص‌ های قانونی بر طرف شود، و اختیارات و مسئولیت های سازمان مرتبط  را یک بار برای همیشه به صورت جدی معلوم گردد، می‌توان امیدوار بود که قاچاق فیلم ریشه‌ کن شود. و الا اگر مثلا فقط نیروی انتظامی وارد می‌شود، چون همچنان نقص ‌ها در جای خود وجود دارند، نتیجه و اثر کار دوام نمی‌ آورد، و بلافاصله پس از اتمام دوره برخورد ضربتی جمع آوری فیلم‌های قاچاق و برخورد با قاچاقچی‌ ها، قاچاق چند برابر هم می‌شود.

یک‌ بار که با یکی از تولید کنندگان سی دی خام صحبت می‌ کردیم، می‌ گفت که وقتی یک فیلم پرفروش روی پرده سینماها می‌آید، فروش مواد خام ما به طور ناگهانی خیلی بیشتر می‌شود، بلکه گاهی چند برابر می‌شود. او استدلال می کرد در چنین مواردی این مواد خام صرفا برای قاچاق فیلم‌ها استفاده می‌شود. با وجود این سرنخ ها، به نظر می‌رسد ردگیری کردن قاچاقچی ‌ها و اخلال در کار آنها، چندان هم پیچیده نیست. ضمن این که درحال حاضر سایت‌ هایی بدون هیچ مخفی کاری و پرده پوشی فعالیت می‌کنند که به طور آشکار برای عرضه غیرقانونی فیلم‌های قاچاق، مشترک می پذیرند. هر کس بخواهد می تواند به عنوان یک کاربر با اطمینان عضو ‌شود، پول بدهد، و هر وقت هم دلش خواست، بی هیچ دغدغه ای فیلم‌ها را دانلود کند...

سؤال است؛ آیا علی رغم ضعف قانون واقعا نمی‌توان جلوی قاچاق فیلم را را گرفت؟ پاسخ روشن است؛ می‌توان به سادگی با این معضل برخورد کرد! تنها با انگیزه، همت، اقدام فعال و بر اساس برنامه ریزی!

از حق نباید گذشت که سازمان سینمایی کشور در سال ۹۴ دو اقدام مثبت صورت داده که به یاری خدا امیدواریم نتایج خوبی را در پی داشته باشد. تأسیس گروه سینمایی «هنر و تجربه» و در اختیار گذاشتن سالن های بیشتری برای فیلم هایی که امکان نمایش آن ها به صورت عادی و در طول سال فراهم نبود، یکی از این دو اقدام قابل تقدیر سازمان سینمایی و همکاران سینمایی آن است. اقدام و نتیجه مثبت دیگر مجموعه مدیریت سینمایی کشور، ارتباط بهتر و بیشتر با مخاطبان سینما است که در نتیجه فروش بسیار خوبی را برای آثار سینمایی در سال گذشته در پی داشته و توانسته است رقم قابل اعتنایی را به خود اختصاص دهد. امیدواریم این روند رو به رشد همچنان در سال های آتی ادامه داشته باشد.

اما متاسفانه در سال ۹۴ با وجود سردادن شعار «امید» توسط مدیران سینمایی متاسفانه شاهد رواج «ناامیدی» در سینما بودیم و وجه اغلب آثار تولید شده برخلاف سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی بود. اینکه بخش قابل توجهی از فیلم های تولید شده در سینمای کشور از اهداف عالیه نظام و سازمان سینمایی دور هستند و به جای رواج دادن روحیه نشاط، امنیت و امید در جامعه، یأس و ناامیدی را در جامعه القاء کرده و مخاطب را آشفته می کنند امری ناصواب است که باید به صورت جدی به آن رسیدگی شود.

اینکه این روزها اغلب فیلمسازان در پلان های پایانی فیلم های تلخ شان یک صحنه «امیدوارانه» می گذارند و می خواهند با گذاشتن این صحنه خود را از هرگونه خطا و دیدگاه آلوده ای مبرا نشان داده و به این گونه آثار، به جای استفاده از واژه «سیاه نمایی»، فیلم های «تلخ اجتماعی» لقب می دهند، نمی تواند بحرانی که در سینمای کشور در حال وقوع است را بپوشاند.

به عنوان یکی از مهمترین رویدادهای سال گذشته در سینمایی کشور وجود تنها ۲-۳ فیلم قابل تأمل است که از آن ها می توان در جهت اهداف سینمای جمهوری اسلامی یاد کرد. فیلم های «ایستاده در غبار»، «بادیگارد» و «جشن تولد» تنها آثاری از این دست بودند که اتفاقا اغلب آن ها خارج از سازمان سینمایی و با حمایت دستگاه ها و ارگان های دیگر تولید شده بودند و این برای سینمای کشور ما بسیار دردآور است.

وضعیت آثار تولید شده در سینمای کشور که اتفاقاً به برخی از آن ها در جشنواره فجر توجه ویژه ای هم شد نوعی هشدار را به تمامی دغدغه مندان و دلسوزان سینما، نظام و انقلاب داد؛ این روزها اغلب آثار سینمایی برخلاف پیکره اصلی نظام حرکت می کنند و به نوعی تنها عقده گشایی برای برخی فیلمسازانی هستند که چندان تعلق خاطر به این آب و خاک ندارند.

اما به نظر من مهمترین مشکل سال ۹۴ در حوزه سینمای کشور، که تبعات زیادی بر بخش های دیگر داشته و دارد، این بود که به هر دلیل خواسته یا ناخواسته شبکه نمایش خانگی از چرخه اقتصاد خارج شد. بر اساس پیش بینی های کارشناسان شبکه نمایش خانگی در هر سال می تواند بیش از ۸۰۰ میلیارد تومان فروش کند و این آمار دور از دسترس نیست، بلکه بارها اتفاق افتاده است. اما متأسفانه به دلیل آنکه اعتنای کافی و لازم به این شبکه مهم نمی شود شاهد هستیم که فروش این بخش مهم از سینمای کشور در طول یک سال گذشته کمتر از ۱۰۰ میلیارد تومان می شود که این برای سینمای کشور می تواند یک فاجعه و مصیبت محسوب گردد.

متأسفانه مسئولان این حوزه بسیار مهم در سینمای کشور، اطلاعات و انگیزه های مکفی در رابطه با شبکه نمایش خانگی و جایگاه آن در امروز جامعه ندارند و به همین دلیل است که به جای اینکه به دنبال اصول و پایه های این بخش بروند، سراغ باندهای قاچاق و... رفته اند که چندان دستاوردی برای سینماگران در پی ندارد؛ صحیح تر آن است که ابتدا به حوزه تولید و پخش آثار نمایش خانگی توجه لازم صورت پذیرد، سپس مبارزه با قاچاق در این حوزه به عنوان یک امر مهم در دستور کار جدی مسوولان مربوطه قرار گیرد.

اشکال در این است که مسوولان سینمایی کشور علی رغم ملاحظه بسیاری از مشکلات در دایره مسوولیت خود، بی توجهی به پیشکسوتان سینما را سرلوحه کار خود دانسته و نظرتان دلسوزانه آنان را به هیچ می انگارند و به جای استفاده و توجه به اشاره ها و انتقادات، آنان را مورد تخطئه قرار می دهند.

شبکه نمایش خانگی برای رسیدن به جایگاه درست و اصولی خود در صنعت سینمای ایران نیاز به مدیریت صحیح، هدفگذاری، برنامه ریزی، حمایت، و اقدام در تمامی حوزه های مربوط به خصوص در عرصه توزیع دارد. نحوه توزیع کنونی شبکه نمایش خانگی، تأمین خوراک قاچاقچیان و توزیع کنندگان غیرمجاز محصولات شبکه نمایش خانگی است. فعالیت های تبلیغاتی VOD و امثال آن هم اگر کارشناسانه و واقعی نباشد، کاری از پیش نخواهد برد. انتظار می رود و مدیران سازمان سینمایی و مسوولان بخش خصوصی شبکه نمایش خانگی بایستی به صورت جدی و فوری اقداماتی در این حوزه انجام دهند و اقدامات پیشین را بازنگری کنند تا بیش از این شاهد اضمحلال این بخش مهم از سینما نباشیم.