مهدی عظیمی میرآبادی

سایت شخصی، غیررسمی، و غیرقابل استناد

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

مهدی عظیمی میرآبادی

سایت شخصی، غیررسمی، و غیرقابل استناد

مهدی عظیمی میرآبادی

بسم الله الرحمن الرحیم(1)
الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (2)
الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ (3)
مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ (4)
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ (5)
اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ (6)
صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ (7)

طبقه بندی موضوعی

۶۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مهدی عظیمی میرآبادی» ثبت شده است

فیلم محبوب من در زمینه دفاع مقدس، «آژانس شیشه ای» ابراهیم حاتمی کیاست. این فیلم از آن آثاری است که بارها می توان دید و اطلاعات و ریزه کاری های بیشتری از آن دریافت کرد. به نظرم این فیلم یکی از نوادر سینمای ایران است که آن سه گانه ای را که باید داشته باشد دارد؛ سه گانه ای که هر فیلمی باید سعی کند به طرز اعلا داشته باشد. اول وجه فنی و هنری است که آژانس شیشه ای بخوبی این جنبه را دارد و مخاطب را به اعتراف وا می دارد که فیلم هنرمندانه و باشکوهی دیده است. نکته دوم این که هر فیلمی باید کار رسانه هم انجام دهد و آن پیام های موردنظر نویسنده و کارگردان را بخوبی به مخاطب منتقل کند. سومین نکته از منظر ارتباط با مخاطب وجه صنعتی فیلم است که آژانس شیشه ای در این زمینه هم موفق عمل کرد و یادم است در همان مقطعی که اکران شد، جایزه بزرگی را به خاطر فروش بیشتر از ۵۰۰ میلیون تومان دریافت کرد. این فیلم از همان سال های ۷۶ و ۷۷ در هر بار نمایش، همچنان تماشاگر دارد و هیچ کس از دیدن این فیلم احساس خستگی نمی کند. آژانس شیشه ای، بهترین الگو و کلاس درس برای فیلمسازان و علاقه مندان به فیلمسازی است. جایگاه ابراهیم حاتمی کیا در سینمای دفاع مقدس ارزشمند است، اما انتخاب من در بخش بهترین کارگردان این عرصه، عزیزالله حمیدنژاد است که با جدیت و موشکافی فیلم های خیلی خوبی در سینما و بویژه درباره جنگ ساخته، دراین میان باید به فیلم خوب و تاثیرگذار «اشک سرما» اشاره کنم.

کاروان رفت و من از بس تنها
در غم بی کسی ام، جا ماندم

شب هنوز است که تاریک و سیاه،
دوری روی تو می گریاندم

گفته بودم چو رسم نزد تو، من
شکوه آغاز کنم، کو آن دم؟

سر گذارم به سر شانه تو
این سخن را به تمنا راندم

گفته بودند به من مجنونی
زانکه معشوق منت، من خواندم

من هم از یار وفا می طلبم
از جنون است که مو افشاندم

شبیه ابلهانم کردی ای یار

و رسوای جهانم کردی ای یار

از آن روزی که مجنون تو گشتم

به زندان میهمانم کردی ای یار

هزاران خیمه را دیدی کسی برپا کند امّا

عمود خیمه را در جایگاه خویش نگذارد؟

و یا آیا کسی صد ها رمه در مرتع و صحرا

به جای یک شبان در دست های باد بسپارد؟

یقیناً عقل کل ماسوای خالق اعلی

که از سوی خدا پرچم برای خلق بردارد

برای آنکه تا روز ابد از بهر خلق الله

ز ابر لطف حق باران رحمت سر به سر بارد

برای آنکه تا اوج فلک، بالا تر از بالا

رساند سایه سار دین، درخت پاک می کارد

در عید الله اکبر او به رسم عاشقان گویا

میان صفحه دلها نقوش عشق بنگارد

ولایت را امامت را خلافت را وصایت را

میان دستهای حضرت مولا علی، با عشق بگمارد

سپس بیعت کند با او، بگیرد در بغل او را

میان دست های خود، دو دست خویش بفشارد

ادیبا طی شود این روزگار سخت واویلا

به یمن عیدی مولا تو را هم وقع بگذارد

علی عشق و علی عشق آفرین است  

علی روشنگر عرش برین است 

به رغم کینه های جاهلیت

علی تنها امیرالمومنین است

در رابطه با نمایش فیلم های ارزش مدار، چند فرضیه وجود دارد:

1-      به هر دلیل درست یا غلط، فیلم های ارزش مدار در پروسه نمایش و اکران در سینماهای کشور دچار مشکل می شوند و مردمی که مایلند آثار ارزش مدار را در سینما ببینند، به همان دلایل موفق نمی شوند.

2-      مسئولان اکران سینما (شورای صنفی نمایش) معتقدند یا لاأقل اینطور اعلام می کنند که فیلم های ارزش مدار برای گیشه جذابیت ندارند و برای اکران در سالن های سینما فاقد توجیه اقتصادی هستند. بنابراین به صرفه و صلاح نیست که این گونه از فیلم ها در سالن های سینما نمایش دهند در حالی که قادر نیستند کمترین حد تماشاگران را به سالن ها بکشانند. ایشان این گونه مطرح می کنند که بسیاری از فیلم های ارزش مدار حتی قادر نیستند خود را به کف فروش برسانند.

3-      نزدیک به یک سوم ( و حتی بیشتر) از سالن های سینمای کشور در اختیار بخش دولتی (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت آموزش و پرورش، و...)، نهادهای حکومتی (حوزه هنری، نیروهای مسلح، و...) و نهادهای عمومی (شهرداری ها و...) است.

4-      بخش عمده­ ای از سالن هایی که جزو سالن های استاندارد سینمایی نیستند اما امکان نمایش فیلم در آن ها موجود است، متعلق به بخش دولتی، حکومتی، و عمومی است.

5-      ظاهر امر نشان می دهد که ارزش مداری در فیلم (حتی اگر فیلمی از نظر کیفیت فنی و هنری هم رتبه بالایی داشته باشد) با منافع سالن های سینما (و یا تدبیر مسئولان اکران) مغایرت دارد و به صلاح نیست وضعیت اقتصادی و مالی سالن های پر هزینه سینما را با نمایش فیلم های «نفروش» به خطر انداخت.

6-      بعضی از خانواده های ارزش مدار حاضر نیستند به بعضی سینماها بروند و دلیل آن را فضای نامناسب احتمالی در فیلم ها و محیط سالن های نمایش فیلم می دانند.

لذا به نظر می رسد از یک سو برای حفظ حقوق مالکانه بخش خصوصی در سینما، و از سوی دیگر برای احساس امنیت و آشتی مخاطبان غریب افتاده سینما در سراسر کشور، و از جهتی دیگر برای ایجاد انگیزه بیشتر در میان فیلمسازان و سینماگران کشور در جهت ساخت فیلم های ارزش مدار، بهتر است کنسرسیومی از نهادها و مراکز دولتی، حکومتی، و عمومی تشکیل شود و فیلم های ارزش مدار را مطابق با یک برنامه ریزی صحیح و اصولی در آن به نمایش بگذارند تا هم سالن های سینما به خاطر نمایش فیلم های ارزش مدار متضرر نشوند و هم فیلم های ارزش مدار بدون تماشاگر نمانند.

این فقط یک پیشنهاد است و قابل بحث و انتقاد، والسلام

چرا میان عاشقان، کسی مرا نمی برد؟

در این جهان بی کسی، کسی مرا نمی خرد؟


میان ماست حائلی که من به او نمی رسم

خدای من چرا کسی حجاب را نمی درد؟

گوشه چشمی ز کرم باز شد

ره بنمودی، سفر آغاز شد


ای که همه بسته به موی تو اند

رهسپر عاشق کوی تو اند


ای که جهان مست تولای تو

کون و مکان صحن مصلای تو


کعبه تو قبله مقصود ما

ای سبب زندگی و بود ما


مهر تو روشنگر شب های ما

یاد تو ذکر دل و لب های ما


سال به سال عمر من خسته جان

رفته به تعجیل، چو آب روان


چون رمضان می شد و شب های قدر

گاه دعا بود و گه شرح صدر


من زخدا کوی تو را خواستم

بوی تو را، روی تو را خواستم


گوشه چشمی زکرم باز شد

ره بنمودی، سفر آغاز شد

مرا مقرون منت کردی ای دوست

تو از من رفع محنت کردی ای دوست


دلم را عشق دادی، سوز دادی

پذیرفتی، محبت کردی ای دوست


مگر من لایق کوی تو بودم

که این بیگانه دعوت کردی ای دوست؟


نمی دانم چه گویم با تو، گنگم!

که رحمانی و رحمت کردی ای دوست.

این دل که گاه مستی

در روز می پرستی

با عشق زنده باشد


پروانه سان بگردد

بر گرد جان بگردد

روح دمنده باشد


تا اوج آسمان ها

بیرون ز حد جان ها

جان پرنده باشد


لیکن چو هوشیار است

آن گه که عقل دار است

گرگی درنده باشد


خوش رنگ و خوش خط و خال

بر روی گنجی از مال

ماری خزنده باشد


بر سفره های رنگین

با حرص و آز دیرین

دامی چرنده باشد


ای مهربان تر از من

بر این دل و بر این تن

هر چند بنده باشد


از جام عشق و مستی

نوشان مرا به دستی

تا عشق زنده باشد